Wednesday، December 09، 2009
دست به سینه
پادشاه جلوی نوکرهاش دستهاش رو پشت کمرش به هم گره میزنه و شکمش رو میده جلو، بدون حفاظ. داره به زبون بیزبونی میگه که من قدرت مطلقم. با اینکه دستهام پشت سرمه و شکمم بدون حفاظه، هیچکدومتون جرأت نداره به من حمله کنه.
نوکر که جلوی پادشاه دست به سینه ایستاده، داره با زبون بیزبونی میگه که سرورم، تو قدرت مطلقی. اراده کنی شکم من سفره شده. من هم از ترسم، دست به سینه ایستادم. ضعیفم و ضربه پذیر.
کسی که دو روز مونده به ۱۶ آذر پیچ اینترنت رو میبنده، من رو یاد اون نوکر دست به سینه میاندازه.
by
Pinocchio
at
00:18
0
Comments
Links
Friday، November 20، 2009
Labels: politics
یک فاجعه در راه است؟
از نظر فساد شبیه کشورهای فاجعه زده هستیم. اما هنوز فاجعهای رخ نداده. آیا یک فاجعه در راه است؟
به تازگی گزارشی از موسسه شفافیت بینالمل منتشر شد که میزان فساد در بخش عمومی (دولتی) کشورهای مختلف را نشان میداد. در این سایت جدولی هم منتشر شده که نشان میدهد نمره ایران از ۱۰ نمره ۱٫۸ با خطای ۰٫۱ است. ما با این نمره رتبهٔ ۱۶۸ را از میان ۱۸۰ کشور بدست آوردیم. در این گزارش گینه و ترکمنستان با ما هم نمره هستند.
قبل از اینکه بخواهیم نتیجه گیری کنیم، باید بدانیم که این گزارش چطور تهیه شده است. این گزارش از ۱۳ منبع دیگر استفاده کرده است. از میان این ۱۳ منبع تنها از ۳ منبع برای محاسبه نمره ایران استفاده شده است. که این خودش به نوعی نشان میدهد که شفافیت کامل ممکن است وجود نداشته باشد.
حالا ببینیم این سه منبع چه هستند:
منبع اول Bertelsmann Foundation است. در شاخصی که منتشر میکند ظرفیت دولتها در تنبیه و مبارزه با فساد را نشان میدهد. چه طرفدار حکومت باشیم و چه مخالف آن، همه قبول داریم که نمره خوبی در این مورد نباید بدست آوریم. طرفداران دولت موافق هستند که مافیای اقتصادی وجود دارد و فشارهای وارد بر رییس جمهور مانع از مقابله با آن میشود. مخالفان اعتقاد دارند که دستگاههای امنیتی، نظامی، انتظامی و قضایی فاسد هستند.
منبع دوم Economist Intelligence Unit است. شاخصی که این منبع منتشر میکند به ما سوء استفاده از اموال عمومی جهت کسب منافع حزبی و شخصی را نشان میدهد. که باز هم همگی اعتقاد داریم که نمره خوبی به دست نخواهیم آورد. و اختلافمان تنها بر سر مقصر است.
منبع سوم Global Insight است. نشان میدهد که با چه احتمالی ممکن است که با یک کارمند فاسد از کارمند ساده گرفته تا مقامات بالا روبرو شویم. با اینکه در زمینه هم نمره خوبی به دست نخواهیم آورد همه با هم موافق هستیم. فقط سر موارد آن اختلاف داریم.
چه طرفدار دولت باشیم و چه نباشیم، موافق هستیم که نمره خوبی نباید بدست بیاوریم. اما اینکه سر موارد آن اختلاف داریم، خودش یک علامت بد دیگر است. یعنی اینکه افراد فاسد میتوانند قایم شوند تقصیر را به گردن دیگری بیاندازند. و این خود مبارزه با فساد را بیاندازه مشکل میکند.
لابلای اینها یک نتیجه گیری ترسناک هم هست. درست است که وضع ما به ظاهر از خیلی از کشورهای هم نمره بهتر است اما رشد ما منفی بوده و نمرهمان کم شده، که نشان میدهد اوضاع در حال بدتر شدن است. اگر به همین روند ادامه دهیم ممکن است در ظاهر هم اوضاع کشور مثل باقی کشورهای ته جدولی مثل سومالی، عراق و افغانستان شود. این کشورها گرفتار جنگ داخلی، شورش و حرج و مرج هستند. که ممکن است گریبان ما را هم بگیرد. هم اکنون علایمش را میبینیم. ترور، سرکوب، اعدام و اعتراضات خیابانی آرام که ممکن است آرام نماند.
by
Pinocchio
at
13:36
1 Comments
Links
Wednesday، November 11، 2009
کمونیسم به رنگ اسلام
چی باعث میشه که بعضیها فکر کنند اگر به کمونیسم رنگ اسلام بزنند کار میکنه؟
by
Pinocchio
at
15:28
3
Comments
Links
Tuesday، November 10، 2009
Labels: economy, politics
خفت کمونیسم
در برلین تکههای کوچک دیوار را به قمت پنج یورو میفروختند. قیمتی که بازار آزاد روی آنها گذاشته.
by
Pinocchio
at
00:54
0
Comments
Links
Thursday، October 29، 2009
Tuesday، October 20، 2009
از این مانده و از آن رانده
سالها پیش دانشمندی گفته بود که هر کس از آزادیش بگذرد تا امنیت بیشتری بدست آورد، لیاقت هیچکدام را ندارد و هر دو را از دست خواهد داد. انفجار سیستان تأییدی بود بر حرف این دانشمند. به بهانهٔ امنیت آزادیمان را گرفتهاند، اما امروز حتی نمیتوانند امنیت فرماندهان ارشد خود را تأمین کنند.
by
Pinocchio
at
15:18
11
Comments
Links
Sunday، October 04، 2009
Friday، October 02، 2009
Sunday، September 27، 2009
Labels: story
امید
جیک جیک میکنه، اما مامانش بدون هیچ حرکتی فقط نگاهش میکنه. بلندتر جیک جیک میکنه بازم مامانش فقط نگاه میکنه. جیک جیکش ضعیف و ضعیفتر میشه اما نگاه مامانش همونطوری میمونه. ساکت میشه. اما مامانش همونطور نگاهش میکنه. دوتا جیک خفیف میکنه، اما مامانش پلک نمیزنه. یک خورده میره عقب، مامانش میاد جلو، بالش رو میبره بالا، یک ضربه محکم میزنه، از آشیانه پرتش میکنه بیرون. داره میافته پایین، چشمهاش پر از اشکه و قطرههای توی هوا سربالایی میرن. به مامانش نگاه میکنه و فریاد میزنه جیک! جیک! اما مامانش فقط نگاهش میکنه. جیک جیک، میشنوه، میبینه، اما فقط نگاه میکنه. نا امید میشه، جیک جیک فایده نداره، بالهاش رو بهم میزنه.... بد بخت بیچاره، دیر ناامید شد.
by
Pinocchio
at
23:46
5
Comments
Links
Thursday، September 24، 2009
مقاله تقاله
معلوم شد که کامران دانشجو یک متقلبه. فکرش رو بکنید، چی میشد اگه فرماندهان و نظامیان و قضات و سربازان گمنام و مجلسیون و رهبر و غیره هم مجبور بودند مقاله در مجلات آی اس آی چاپ کند. کلی تفریح میکردیم.
by
Pinocchio
at
01:32
6
Comments
Links
